محمد بن علي منجم وابكنوي

48

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي )

تواريخ خلاف كرده‌اند . بعضي گفته‌اند كه مبدأ أو ، بعد از سال وفات إسكندر بوده است I به دوازده سال شمسي ؛ وحكم أو بعد از وفات محال مىنمايد . وبعضي گفته‌اند كه مبدأ I اين تاريخ ، از أول ملك سولوقس بن انطيوخوس گرفته‌اند كه شهر أنطاكية را به حكم أو بنا I كرده‌اند وأو مستولى شده بود بر شام وعراق وبعضي از هند وچين ؛ وبه اين تاريخ عمل I مىكردند سريانيان وجهودان در شام . وبعد از أو نسبت كردند اين تاريخ را به إسكندر I وبه نام أو مشهور شد . واين قول منقول است از كتاب اوسانيوس واينانوس I واين سخنى بس غريب است دور از عقل ؛ بدان سبب كه تاريخي را به نام چنين پادشاهى I عظيم شهرت يافته باشد ومتداول مردم شده باشد آن را بعينه چگونه نسبت به پادشاهى I ديگر توان كرد كه نام آن پادشاه أول به كلى متروك شود وبه نام پادشاه دگر مشهور گردد . و I ديگر آنكه چه امر ضروري باعث شود جماعتى را كه تاريخ پادشاهى را به پادشاهى ديگر نقل I كنند بي امر أو واين نيز محال مىنمايد . اما به نزديك اين ضعيف ، اين قول صحيح مىنمايد I كه منقول است از كتاب حبيب بن بهر بن مطران الموصلي وأو آورده است كه I إسكندر بن فيلقوس چون از بلاد يونان خروج كرد وبه گرفتن ملك فارس مىرفت I گذرش بر بيت المقدس افتاد . جماعتى از أحبار جهودان كه آنجا ساكن بودند ايشان را I فرمود كه تاريخي كه از زمان موسى - عليه السلام - مىگرفتند آن را ترك كنيد واز زمان من گيريد . I ايشان فرمان أو قبول كردند وگفتند كه ما را به اخبار صحيح ، معين شده است I كه هر هزار سال كه از اين تاريخ تمام شود آن را ترك مىبايد كردن ومبداء تاريخ از هزارهء I ديگر كردن ؛ وامسال هزار سال تمام مىشود مبدأ تاريخ تو را از سال آينده گيريم . وآن سال I بيست وهفتم بود از عمر إسكندر كه مبدأ اين تاريخ از آنجا گرفتند . وچون از تاريخ إسكندر